گروه شیطون بلاها؟؟؟ | ||
|
دنیا دلم تنگ است از این دنیا چرایش رانمی دانم من این شعر غم افزا را شبی صدبار می خوانم چه می خواهم از این دنیا ،از این دنیای افسونگر قسم برپاکی اشکم جوابم رانمی دانم شروع کودکی هایم، سرآغاز غمی جانکاه از آن غم تا به فرداها پراز تشویش ،گریانم بهار زندگی رامن هزاران بار بوییدم کنون باغصه می گویم خداوندا پشیمانم به سوی در گه هستی٬ هزاران بار ٬رو کردم الهی تابه کی غمگین دراین غم خانه می مانم خدایا باتو می گویم حدیث کهنه غم را بگو بامن که سالی چند دراین غم خانه مهمانم دلم تنگ است از دنیا چرایش رانمی دانم ولی یک روز این غم را زخود آهسته می رانم
![]() در برابر این كیبورد وتمام حروفهای اون خیره شدم دوست دارم چیزی بنویسم ساده وبی الایش بدون حتی یك ذره غرور دوست دارم كمی واسه دلم شاد بنویسم اما هرچه توی كلمات گشتم همه نت های دلم غمگین بودند اخه توی سرزمین قلبم غم بزرگی پنهان است جای میخواستم بروم كه كسی نباشه واز عمق وجودم خدارافریاد بزنم جای كه خدا نگاهش مستقیم فقط به من باشه واز خدا ارزوی مرگ بكنم شاید هزاران بار به خاطر ارزوی مرگ سیلی خورده باشم وقتی كسی نیست كه روی زخمت مرهم بگذاره وقتی توی غربت باشی واز تنهایی دوست داری سرت روی شونه كسی بگذاری ولی هیچكی نیست كه ارامت كنه خودتان بگوید نباید بمیرم؟ نه مرگ حق منه زدم به جاده
|
|
[ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] |